معرفی کتاب نفر هفتم

اثر هاروکی موراکامی از انتشارات نشر ثالث - مترجم: محمود مرادی-برندگان جوایز ادبی

شامل ۸ داستان کوتاه از موراکامی، شامل:
خلیج هانالی
خرچنگ‌ها
یک روز مناسب برای کانگوروها
نفر هفتم
آینه
دختر تولد
ظهور و سقوط کیک‌های شارپی
حشره شبتاب


خرید کتاب نفر هفتم
جستجوی کتاب نفر هفتم در گودریدز

معرفی کتاب نفر هفتم از نگاه کاربران
چهار سال پیش رفته بودم محل کار بابام که بعد از اون با هم جایی بریم،کارش یه کم طول کشید،من برای وقت کشی رفتم شهر کتاب مرکزی که همون نزدیکا بود و از بین اون همه کتاب دقیقا بی هیچ دلیلی این یکی رو انتخاب کردم،نشستم رو یکی از اون صندلیای وارفته ی قرمز،ورق زدم و رسیدم به@دختر تولد@ و خوندم.تا نیمه های داستان رسیده بودم که بابام اومد،بدون هیچ گره یا اتفاقی کتاب رو برگردوندم تو قفسه و رفتم،بدون اینکه اسمش یا جلدش یادم بمونه و یا حتی (در کمال تعجب)بدون اینکه یادم باشه کتابی که تصادفی انتخابش کردم از موراکامیه.فقط شاید تو ذهنم یه دختر که تو روز تولد بیست سالگیش باید غذای صاحب رستوران رو میبرد به اتاق 614 بدون اینکه خودم بدونم،سرگردون و معلق منتظر بود تا بقیه رو بشنوه.هفته ی پیش با خاله آذر رفتیم کتابفروشی.بهم گفت:میخوام برات کتاب بگیرم،یکی انتخاب کن.رفتم سر قفسه اول:کالوینو،فاکنر،ویرجینیا وولف تو پیشنهادام بود..بعد رفتم سراغ اورهان پاموک و بعد رفتم سر قفسه ی نقد ادبی وخواستم از اونجا انتخاب کنم.از طرف دیگه پدرام شیطونی میکرد و میخواست بریم طبقه ی پایین پیش اسباب بازیا بنابراین وقت زیادی نداشتم،رفتم سر قفسه ی بعدی و نازکترین کتاب رو برداشتم و با دیدن اینکه داستان کوتاهه خیالم راحت شد که حداقل برای توی اتوبوس یا قبل از خواب خوبه.همینقدر سطحی و بی دلیل گرفتمش.چند روز پیش شروعش کردم،نشستم رو مبل و بدون اینکه بدونم چرا ورق زدم و رسیدم به دختر تولد و تا وقتی به وسطای داستان نرسیده بودم یادم نیومد که قبل از این خونده بودمش!یکدفعه خودم رو وسط مخلوطی از احساسات غریب و غیرقابل توصیف پیدا کردن گم کرده،برگشتن به جایی که بهش تعلق داشتی،غم،نوستالژی،گذشته و... پیدا کردم.دختر توی ذهنم کار خودش رو کرده بود،سرنوشتش رو فهمیده بود و آروم گرفته بود،منم آروم گرفتم. تازگی کیمیاگر رو خوندم و یادمه یه قسمتیش چوپان به فاطمه میگفت تو رو دوست دارم چون بعد از اون همه اتفاق پیدات کردم،چون همه ی دنیا دست به دست هم دادن که ما رو به هم برسونن. و یادمه توش میگفتن:مکتوب.
و من این کتاب رو دوست دارم چون باید میخوندمش،چون این کتاب بهم میگه نقشه ی جهان داره آروم آروم کار خودش رو انجام میده و حواسش به من هست که من رو دقیق کجا باید برسونه.و این نوشته برای کتاب نیست،برای اینه که یادم بمونه سحرناز نوزده ساله به سرنوشت و به کائنات و نقشه ی سحرآمیز جهان باور داشت و احساس خوشبحتی میکرد.احتمال اینکه تو پنجاه سالگیم کسی باشه بهم کتاب هدیه بده و چنین اتفاقی دوباره بیفته چقدره؟حتی اگه اینطور بشه چه تضمینی هست که اون موقع برام اهمیتی داشته باشه ؟شاید حتی روی کتاب عیب بذارم که دفعه ای اول به اندازه کافی جذبم نکرد...
ولی خب خوشبختانه هنوز نوزده سالمه،آدمایی رو دارم که بهم کتاب هدیه بدن و به اندازه کافی حواس پرت هستم که تا قبل از پنجاه سالگی دو سه بار دیگه دچار این نسیان دوست داشتنی بشم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب آروم و بکنواختی بود، جریان زیرپوستی مرگ و زندگی. لحظه های معمولی ای که در دل روزها فراموش میشن و بعدها که یادشون میفتی میبنی میتونستی در اون لحظه ها خوشبخت تر باشی.این کتاب یه جورایی پر از آدمهاییه که زمانی، جایی، چیزی رو از دست دادن و در گذر زمان دارن یاد میگیرن که زندگی همین لحظه های معمولی و گاهی از دست دادن هاست.کتاب چندان شاهکاری نیست، اما خوندنش مثل یه نسیم پاییزی یه چیزایی رو توو وجودت بیدار میکنه که فکر کردن بهشون بد نیست.

مشاهده لینک اصلی
من این را به عنوان ترجمه موجود در مجله Granta خواندم. این نیز در دسترس است به عنوان PDF در GoodReads تنظیمات نوعی از جلسه درمان شاید یکی که در آن @ بازمانده @ داستان خود را بگویید. مرد هفتم عنوان، داستان خود را در این قالب محدود می کند. او یک تجربه کودکت، از دست دادن بهترین دوستش K و بقای خودش، در طی یک تیفون و سونامی زمانی که او 10 ساله بود، بازگو می کند. برای بقیه عمر خود با کابوسهایی که تمام عمر او را تحت تاثیر قرار داده بود، او را از دوران کودکی خود دور کرد، مانع ازدواج او شد، و با ترس اینکه او به اندازه کافی برای نجات دوستش نداشته باشد، پیر می شود که چگونه پس از رفتن از طریق مجموعه ای از آثار هنری دوستانش از دوران کودکی او در نهایت به ساحل رفت و جایی که دوستش گم شده و به ترس و وحشت زندگی اش منتهی می شود، به نوعی نجات، بهبودی رسید. بیانیه نهایی خود را به گروه درمان آنها آنها را به ما می گوید که تنها چیزی که می ترسد این است که خود را ترسان؛ اما من این را نفهمیدم. سپس، یک لحظه بعد، او افزود: اوه، ترس وجود دارد، درست است. ما در بسیاری از موارد، در زمان های مختلف به ما می آید و ما را غارت می کند. اما بیشترین چیزهایی که ما می توانیم در چنین شرایطی انجام دهیم این است که پشتمان را روی آن قرار دهیم تا چشمانمان را ببندیم. برای آن زمان ما چیز گرانبها را درون خودمان به دست می آوریم و آن را به چیز دیگری تسلیم می کنیم. در مورد من، این همان چیزی بود موج @ داستان این است که برخی از زیبا در هوا آب و هوای تافون و سونامی آن - @ باران شروع به ضرب و شتم در برابر خانه با یک صدای خشک عجیب و غریب، مانند انگشت شمعی از شن و ماسه @، طوفان چشم بزرگ به نظر می رسید به این ترتیب، خنک شدن سرد خود را بر همه ما زیر @، امواج که به من نزدیک شده بود به عنوان غیر منتظره به عنوان امواج می تواند - شستشو ملایم از ساحل شنی است. اما چیزی در مورد آنها شگفت انگیز - چیزی شبیه به لمس یک پوست خزندگان - سردی ستون فقرات خود را فرستاده بود ..... امواج زنده @deep rumbling صدا @، @ wird gurgling @ و @ در نوک موج .... پرواز KS بدن ..... نگاه مستقیم به من، لبخند زدن. چشمان یخ زده سرد روی من گذاشتند ... بازوی راستش در جهت من دراز کشید، مثل اینکه سعی می کرد من را بگیرد .... من فکر می کنم شاید یکی از موارد قابل دسترس تر از داستان های موراکامی باشد؛ یک خواننده خوب که با کارش آشنا نیست. همچنین در مجموعه خود Blind Willow، Sleeping Woman یافت می شود

مشاهده لینک اصلی
در سبک معمولی موراکامی، این داستان کوتاه، یک تور عاطفی است. موراکامی، اساسا در اطراف پشیمانی، یک داستان پر از تعصب، وحشت و غم و اندوه غم انگیز است که قلب شما را به خود جلب می کند. مرد هفتم در مورد رویدادی که زندگی او را شکل داده است، رویدادی است که او از آن فرار کرده است، به مخاطب خود می گوید، تا زمانی که تصمیم بگیرد که او دیگر نمی تواند اجرا کند و تصمیم می گیرد با ترسش مقابله کند. و پس از آن - @ راه آن را می بینم، ترس واقعی برای ما به عنوان انسان، ترور نیست. ترس واقعا وجود دارد ... آن را در اشکال مختلف ظاهر می شود، و از زمان به زمان، وجود ما را به عنوان انسان غرق می کند. اما بدترین چیز همه چیز این است که پشت خود را بر این ترس قرار دهیم تا چشمان شما را ببندیم. با انجام این کار، ما در نهایت بی نظمی بخش ضروری ترین ما آرایش @

مشاهده لینک اصلی
به راحتی یکی از داستان های کوتاه مورد علاقه من است. داستان ساده یک است، متمرکز بر یک قهرمان و بهترین دوستش، که او به آن اشاره می کند. K. K یک شخص ملایم و شکننده است که شخصیت اصلی آن مانند یک برادر بزرگ است. بدون دادن بیش از حد به دور، یک طوفان از طریق شهر ساحلی کوچک خود عبور می کند و همه چیز را تغییر می دهد. به طرز حیرت انگیزی، داستان متمرکز می شود که به شدت با پشیمانی به نقطه ای که در آن شروع به تحقیر شما می کند، نفوذ به کسی که شما هست. همانطور که با هر یک از کارهای موراکامی، پرویز زیبا است. آیا شما مدتها طرفدار موراکامی ها هستید و یا هرگز او را خوانده اید، این را بخوانید. پروس قوی، اما ملایم است، و شما می خواهید خود را به بررسی بیشتر از آثار خود را در پایان داستان.

مشاهده لینک اصلی
AZ اول تا آخر ravande شما RO شود جولو دشت میزان sakhtie کتاب، از Khub جوانه، دستان تولد دختر RO ensafan moshkeal dashtam تا befahmam چی میگه، akharin دستان ژامبون منو یاد filme aaalie ده هزار قدیسین mindaze، جوانه از Khub

مشاهده لینک اصلی
عالی! این ترکیب معمولی از رمز و راز و احساسات شدید و حاوی وجود دارد که موراکامی همیشه در کتاب ها و داستان های کوتاه خود می نویسد.

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب نفر هفتم


#ادبیات ژاپن - #ادبیات معاصر - #ادبیات رئالیسم جادویی - #دهه 2000 میلادی - #تازه های ایران کتاب - #جایزه ی کری یاما - #پرافتخارترین کتاب ها - #داستان کوتاه - #جایزه ی بین المللی فرانک اوکانر -
#انتشارات نشر ثالث - #هاروکی موراکامی - #محمود مرادی
کتاب های مرتبط با - کتاب نفر هفتم


 کتاب کفچه ماهی
 کتاب جان شیفته
 کتاب مالوی
 کتاب اعجوبه
 کتاب وقتی نیچه گریه کرد
 کتاب تفنگت را زمین بگذار