کتاب شب های هند

اثر آنتونیو تابوکی از انتشارات نشر چشمه - مترجم: سروش حبیبی-برندگان جوایز ادبی

این کتاب شرح یک بی‌خوابی و داستان یک سفر است. بی‌خوابی نصیب کسی است که کتاب را نوشته و سفر نصیب کسی است که قدم در آن نهاده. در ابتدای کتاب، فهرستی کوتاه از مکان‌هایی که قهرمان داستان به آن جا رفته آمده است شاید کسی که به مسیرهای غیرمنطقی علاقمند باشد روزی بتواند آن را هم‌چون راهنما به کار برد. شب‌های هند یکی از مهم‌ترین کتاب‌های نویسنده است که در فرانسه جایزه‌ی مدیسیس، برای بهترین رمان خارجی در ۱۹۸۸ را به خود اختصاص داد.


خرید کتاب شب های هند
جستجوی کتاب شب های هند در گودریدز

معرفی کتاب شب های هند از نگاه کاربران
لیستی دستم بود و داشتم بین قفسه ها دنبال کتاب هایی که می خواستم، می گشتم. چشمم افتاد به کتاب شب های هند. بعد پیش خودم گفتم کتابی که توی اسمش هم از هند نام برده حتمن قرار است مفصل درباره هند نوشته باشد که ماجرایی هم در کنار آن تعریف می شود. هند، لباس های رنگ و وارنگ، موهای بلند، خال روی پیشانی، مکان های دیدنی، رسم و رسومات و جشن ها، عقاید و مذهب مردمش، وسایل حمل و نقل، خیابان های شلوغ، میمون ها و حیوان های دیگر و... خیلی چیزها بود که انتظار داشتم توی کتاب از آنها حرف زده شده باشد و با همین توقع کتاب را از قفسه برداشتم.‏
قسمت اول کتاب یک گزارش حرفه ای است از روز اول سفر به هند. خیلی خوب نوشته شده و آدم را علاقه مند می کند به خواندن باقی قسمت ها. نویسنده هرچه را که دیده توصیف کرده:‏
@روی پلاژ یک جشن مذهبی برپا بود یا شاید بازار مکاره ای بود و جمعیت جلوی چیزی که من نمی توانستم تشخیص دهم چیست ازدحام کرده و در هم می لولیدند. لب دریا ولگردانی بودند که پراکنده روی جانپناه دراز کشیده بودند و کودکانی که خنزر پنزر می فروختند و گدایان بسیار. یک ردیف دوچرخه مسافربر موتور دار هم بود و من در یکی از آنها جستم.@‏
یا این یکی:‏
@محله‏ ی قفس ها مفلوک تر از آن بود که تصور می کردم... بیشتر خانه های محله ی قفس ها از چوب و حصیر بود. روسپیان در اتاقک هایی بودند از تخته سرهم شده و پر شکاف و رخنه و سرشان را از پنجره گونه ی بسیار تنگی بیرون می آوردند. بعضی از این اتاقک ها از اتاقک های نگهبان چندان بزرگ تر نبود. علاوه بر اینها دکه هاو چادرهایی هم بود از کهنه پاره برپا شده و دکان و دستگاه هایی برای داد و ستدهای دیگر، که با چراغ های نفتی روشن شده بود و عده ای جلو هریک جمع شده بودند.@‏
این لحن گزارش ِ سفر مانند در باقی قسمت های کتاب هم حفظ شده. نویسنده درباره تمام آنچه در طول سفرش اتفاق افتاده، جاهایی که رفته است و با آدم هایی که صحبت کرده، می نویسد. ولی خب این توصیف ها طوری نیست که مشخص کند اینجایی که دارد درباره اش می گوید هند است. یعنی هر جای دیگری هم می تواند باشد گاهی. نه درباره لباس ها حرف می زند، نه خیلی دقت کرده روی وسایل نقلیه، وضعیت خیابان ها، محله ها، رفتار مردم و... و من که قبل از خواندن کتاب و با دیدن اسمش این انتظار را داشتم که توضیح مفصل از هرچه در هند وجود دارد را در کتاب بخوانم، انتظارم برآورده نشد.‏
اما ماجرایی که در کنار سفر به هند تعریف می شود؛ ماجرا از این قرار است که مردی برای پیدا کردن دوستش به هند می آید و سرنخ هایی که دارد را دنبال می کند تا به او برسد. این ماجرا از همان اولین قسمت کتاب در کنار توصیف سفر عنوان می شود و همین طور ادامه پیدا می کند تا انتهای داستان.‏
نویسنده وارد هیچ جزئیاتی نشده. هرچه دیده، هرجا رفته، هرچه شنیده و هرچه خورده را تعریف کرده است بنابراین ما تا انتهای داستان هم نه اطلاع چندانی از مرد داستان دستگیرمان می شود، نه آن دوستی که دنبالش می گردد.انگار نویسنده خیلی ارادی خواسته خواننده را بالاتکلیف رها کند.‏
نظرم درباره کتاب شب های هند خیلی نزدیک به نظر زنی است که در انتهای کتاب با مرد همصحبت می شود و مرد خیلی خلاصه همین ماجرای کتاب را برایش تعریف می کند. زن همه را می شنود و می گوید: @در کتاب شما چیزی هست که باب طبع من نیست. نمی دانم این چیز چیست. ولی روی هم رفته کتابتان چنگی به دلم نزد.@‏


مشاهده لینک اصلی
کتاب خوشخوشانه و در عین حال مرموزوار خوبی بود.
نوشتن همچین متنهایی کار حضرت فیل و خوندنشون خیلی آسونه.
ترجمه‌ی سروش حبیبی عزیز خیلی قدرتمند و دقیقا دیگه زیادی قدرتمند بود!
پیشنهاد میکنم بخونیدش. علی الخصوص اگر دنبال کتاب روان و سلیسی میگردید.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب شب های هند


 کتاب شب ایگوانا
 کتاب هتلی در کنج تلخ و شیرین
 کتاب اعتراف
 کتاب پرندگان زرد
 کتاب هری پاتر
 کتاب بگذار دنیای بزرگ بچرخد