معرفی کتاب سهره ی طلایی

اثر دانا تارت از انتشارات قطره - مترجم: مریم مفتاحی-برندگان جوایز ادبی

ارسال شده توسط ایران کتاب در تاریخ سه شنبه 30 آبان 1396
تئو دکر سیزده ساله، فرزند مادری فداکار و پدری که خانواده را ترک کرده است، مادرش را در یک حادثه‌ی تروریستی از دست می‌دهد و خود به طرز معجزه‌آسایی نجات پیدا می‌کند. تئو با کشته شدن مادرش بی‌سر و سامان می‌شود و در نیویورک تنها می‌ماند. خانواده‌ی ثروتمندی از دوستان او را در خانه‌ی خود می‌پذیرد. تئو که به شدت دلتنگ مادرش است سال‌ها به چیزی که او را به یاد مادرش می‌اندازد می‌چسبد: یک تابلوی نقاشی کوچک و مسحور کننده که در نهایت پای او را به دنیای تبهکاری باز می‌کند... ؛


خرید اینترنتی کتاب سهره ی طلایی
معرفی کتاب سهره ی طلایی
جستجوی کتاب سهره ی طلایی در گودریدز

معرفی کتاب سهره ی طلایی از نگاه کاربران
حیرت آور!!! کتاب شخصی من سال من !!! داستان خوشمزه بود! نوشتن فوق العاده! Ive برخی از Donna Tartts را برای به اشتراک گذاشتن آنچه که من عمیقا از آن لذت بردم را انتخاب کردم: 1) در صفحه 335: @ ما به یکدیگر نگاه کردیم و فقط خندیدیم؛ همه چیز به طرز حیرت انگیزی خنده دار بود، حتی اسلاید زمین بازی به ما لبخند زد و در بعضی از نقاط عمیق در شب، وقتی که ما در ورزشگاه جنگل نوازانه بودیم، دوش جرقه ها از دهان ما پرواز می کرد، من یک لحظه ای داشتم که خنده بود نور و نور خنده بود و این راز جهان بود. برای ساعت ها ما ابرها را دوباره به الگوهای هوشمند نگاه می کردیم؛ در کثیف ریخته شده، معتقدم که جلبک دریایی (!) بود؛ در پشت ما قرار می گیرند وDear Prudence @ را به ستارگان خوش آمدید و قدردانی می خوانند. این یک شب فوق العاده بود - یکی از شبهای بزرگ زندگی من، در واقع، با وجود آنچه اتفاق افتاد بعدا @ WOW !!!!!!!!!!!!! راست 2)Me - خب، شاید من یک دوست دختر یا حتی هر دوست غیر از مواد مخدر را به صحبت کردن نیست، اما من دوازده ساعت در روز کار می کردم، هیچ چیز من را تحت تأثیر قرار نداد، من لباس های Thom Brown را پوشیدم، socialized لبخند زدن با افرادی که نمیتوانستم بمانم، باران دو بار در هفته بیدار شدم و به تنهایی تنیس بازی کردم، از شکر و غذاهای فرآوری شده دور شدم. من آرام شدم و شخصیت داشتم، من به عنوان یک ریل نازک بودم، من یک فروشنده عالی بودم - همه گفتند - و کسب و کار بسیار خوب بود، چیزی که من برای مواد مخدر صرف کردم، من به ندرت از دست رفته بودم. من هنوز هم دلم برات تنگ شده! این نویسنده --IMO --- است EXPRESSIONAL - بیش از EXCEPTIONAL !!! امیدوارم بتوانم از تجربه ی باور نکردنی که با کتابم داشتم تشکر کنم.

مشاهده لینک اصلی
Caring بیش از حد برای اشیاء می تواند شما را نابود کند. فقط - اگر به اندازه کافی به چیزی احتیاج دارید، زندگی خود را از دست می دهد، آیا این کار را نمی کند؟ و همه چیز چیزها - چیزهای زیبا - که آنها شما را به برخی زیبایی های بزرگتر وصل می کند نیست؟ اولین تصاویری که قلب شما را باز می کند و بقیه عمرتان را تعقیب می کنید و یا تلاش می کنید تا به یک یا چند مورد دیگر دست یابید؟ ... یک نقاشی را می بینید، یک کتاب دیگر را می بینم، کتاب هنر آن را در جای دیگر حذف می کند، بانوی خرید کارت تبریک در مغازه موزه موزه می بیند که چیز دیگری را کامل می کند، و حتی حتی ذکر نیست که مردم از ما جدا شده اند زمان - چهارصد سال قبل از ما، چهارصد سال بعد از آن رفته بود - هیچکس هیچکدام به همان شیوه اعتصاب نخواهد کرد و اکثریت قریب به اتفاق مردم هرگز به هیچ وجه عمیقا اعتصاب نخواهند کرد - اما یک نقاشی واقعا بزرگ به اندازه کافی مایع است راه را به ذهن و قلب از طریق انواع زوایای مختلف، به شیوه ای منحصر به فرد و بسیار خاص. مال شماست من برای شما نقاشی کردم. @ در حالی که می خواند «گلدان»، من در مورد این پرسش قدیمی روانپزشکی 101 فکر می کردم: هنگامی که آتش می شکند، شما در یک موزه هنر هستید. در اتاق با شما یک پیرمرد و رامبراند بی ارزش است. شما فقط می توانید آن را ذخیره کنید. کدام را انتخاب می کنید؟ این بهترین راه برای فکر کردن به توصیف شخصیت های کتاب دانا ترتس است: همه آنها بدون هیچ زحمتی می خواهند نقاشی را نجات دهند. این به این معنی نیست که آنها بد هستند یا حتی خیلی بد است. آنها فقط اولویت های متفاوتی دارند و عشق به چیزهای زیبا هستند که اغلب آنها را خیره می کند و در زندگی شان خراب می کند. (من از جمله شخصیت های The Secret History در این توصیف، به این دلیل که تم ها و شخصیت های این کتاب خیلی شبیه است که تقریبا به عنوان عاملی غیر رسمی عمل می کند - Tartts Middle book، The Little Friend، پسر عموی عجیب و غریب غیر قانونی است که هیچکس واقعا دوست ندارد و به همین دلیل به این حزب دعوت نمی شود. این کتاب با آنچه اساسا یک سناریوی واقعی زندگی در مورد سوال من است، آغاز می شود. یک بعد از ظهر، Theo Decker سیزده ساله با مادرش در یک موزه هنر، در یک نمایشگاه مجلل هلندی است. یک بمبگذاری وجود دارد که Theo آن را به سختی زنده می ماند و زمانی که او در تلاش است تا از گالری خراب شده خارج شود، او پیر مردی است. مردی که در حال مرگ و بی رحم است، فکر می کند که Theo شخص دیگری است و به او می گوید: \"هابارت و بلک ول. زنگ زنگ زنگ زدن @ Theo موزه با دو اموال جدید برگزار می کند: حلقه و نقاشی کوچک توسط کارل فابریتیوس به نام The Goldfinch.Theo در نهایت مغازه عتیقه را رها می کند و با Hobart (Hobie) یک رستوران بازسازی می شود. اما قبل از اینکه ما بتوانیم در این زمینه سرمایه گذاری کنیم، زندگی واقعی در حال وقوع است: مادر Theos در بمب گذاری درگذشت، و Theos تنها نسل زندگی می کند deadbeat او، پدر قمار معتاد است، که نشان می دهد از هیچ جا و به ارمغان می آورد Theo با او در Las وگاس Theo چند سال زندگی می کند که در شرایطی است که، به رک و پوست کنده، Dickensian به عنوان دمار از روزگارمان درآورد. این نیز طولانی تر از آنچه من فکر می کردم آن را مورد نیاز است، اما بخش دو چیز مهم را تشکیل می دهد: برای اولین بار، Theo بسیار بیشتر شبیه پدرش است که دوست دارد اعتراف کند؛ و دو، او یک دوست به نام بوریس، یک جنایتکار کوچک که بعدا بسیار مهم خواهد شد را ایجاد می کند. در نهایت Theo آن را به نیویورک می فرستد و در سراسر این نقاشی با او می رود. این نقاشی بیش از یک نقاشی می شود: آن می شود یک آسایش، یک خاطره از مادرش و یک بخش حیاتی از زندگی اش. این حمایت و بازپرداخت بود؛ خیر و صبر بود. این سنگ اسکلت بود که کل کلیسای جامع را تشکیل می داد ... تمام زندگی بزرگسال من، Id توسط خصوصی که با این شادی بزرگ، پنهان، وحشیانه حفظ شد: اعتقاد بر این است که تمام زندگی من متعادل بر روی یک راز است که ممکن است در هر لحظه از هم جدا . @ (من در مورد این چیزی شگفت زده بودم که تقریبا عاقبت به تاریخ راز بود - آخرین جمله را می توانست به راحتی توسط ریچارد پاپن صحبت کرد) صادقانه بگویم: بهترین بخش از طرح (زمانی که کسی شروع به متقاعد کردن اینکه Theo بود کسی که نقاشی را دزدیده است، طول می کشد، خیلی طول می کشد تا شروع شود، و همه چیز به سرعت در حال انفجار است که ما تقریبا زمان خود را برای نفس کشیدن نداریم. اما من فکر نکردم، به شرطی که فراموش کنیم، این اولین کتاب دوناتا ترتس در ده سال است، پس حتی زمانی که طرح رسم شد، من هنوز از احساس غرق شدن در دنیای خود از قهرمانان فاسد و زیبایی وحشی برخوردار شدم. کسانی که خواندن آن را دارند، ممکن است خود را در این جهان که در آن همه شخصیت ها نقاشی را ذخیره می کنند و به جای آن فرد را می کشند، پیدا کنند. کسانی که در تاریخ کشف شده اند، ملودرامانه یا فریبنده یا مضحک می توانند فورا فورا پیدا کنند و در اینجا چیزی را که به آن علاقه دارند، پیدا نکنند. آنها می توانند در جای دیگری بنشینند من در اینجا در جدول Tartts با آسیب دیده، احساسات غیر قابل دسترس border-sociopaths، صحبت کردن در مورد هنر است. در اینجا، همه چیز زیبا است و همه چیز آسیب می زند، و این همان چیزی است که ما آن را دوست داریم @ هر زمان که شما مگس ها و حشرات را در ...

مشاهده لینک اصلی
برای مدت طولانی من به این کتاب، برنده پولیتزر در سال 2014 و بسیاری از منتقدان پر از عبادت، علاقمند بودم. هر بار که من وارد یک کتابفروشی و recorrÃa نظر من من در قفسه با پشت رنگی، فریاد ¡mirame پیدا شده است، به من نگاه، به من نگاه!، با نام با حروف بزرگ از نویسندگان مربوطه می باشند به آنها را بیابید به راحتی. اما همیشه و بدون استثنا وجود داشت و من به یک مستطیل سفید بردم که بالاتر از همه دیگران بود و همیشه بدون هیچ استثنائی آن را به تصویر کشید و طلسم آن را ابعاد آن را مرور و تحسین نمود. با این حال، حتی اگر او به شدت به من صدا زد، او هرگز آن را خریداری نکرد. من در حال حاضر می دانستم که نویسنده، و البته کتاب مورد نظر؛ من تا به حال یک کتاب از Tartt (راز) خواندن، و من شده بود، به خصوص نوشته شده است او بسیار تمیز اما پر از احساسات شگفت زده شده است؛ با این حال، من عذر خواستم که آن را خریداری نکنم، یا به دلیل گسترش آن، به دلیل قیمت آن یا به دلیل آنکه کتاب های دیگری داشتند که اولویت آن را بیشتر ارزیابی کردند، اما در اینجا من هستم. همانطور که می بینید، در نهایت ارزش داشتم؟ برای خرید آن در اینجا من نمی دانم چی فکر کنم از آنچه که من گذاشتم و آنچه که این کتاب برای من انجام داده است. دو و نیم روز به اندازه کافی برای پایان دادن به آن از اعتیاد آور، گزش و هیجان انگیز بود که این ماجراجویی بود. و بله، من صادقانه به هیچ وجه ایده ای از آنچه می گویند وجود ندارد. این یک کتاب عجیب و غریب است که با بسیاری از صفحات و بدون سابقه تاریخی می توان گفت. بی حوصله خسته کننده بیش از حد توصیفی با صفحات و صفحات بیشتر مورد استفاده قرار می گیرد برای گفتن هیچ چیز. بلکه © n است چیزی بین نی وجود دارد به طوری که او خواندن نگه دارید، و فا © rrea اعتیاد، وابسته به یک داستان است که می تواند به من فراتر از قابلیت های من توجهی نمی کند اما به نوعی من درک گرفتار کرده بود. می توانم بگویم که من ابتدا دوست داشتم، همانطور که می توانستم بگویم که من از آن متنفر بودم یا می توانستم بگویم بخشی از لاس وگاس بی رحم و بی نظیر بود و همچنین گفت که این ضروری است. پایان من را دوست ندارد، فیلم بسیار اکشن، غیر واقعی، گریه کردن به عنوان یک پرفروش، اما من آن را دوست داشتم. این معنی ندارد با این حال، چیزی وجود دارد ... مانند Theodore، شاید من باید برای پیدا کردن معنی، شاید نه. طلفتی با موضوع زیبایی در هنر و تفکر غم انگیز چشم انسان، چیزی است که در \"راز\" نیز مورد توجه قرار می گیرد. و من فکر می کنم که ماهیت کتاب است. طلفیچ با یک انفجار در موزه هنر متروپولیتن در نیویورک آغاز می شود که زندگی تئودور دکر، مادر اصلی را نیز در بر می گیرد، اما هنوز هم بدون آسیب است. این، بین بینظمی بسیار زیاد، یک نقاشی را، غول پیکر معروف Fabritius، را دزدیده است. از آنجا، یک رمان شروع می شود، بله، با یک حرف بزرگ، که نشان می دهد مهارت های استاد روایت Donna Tartt. از آنجا بود آغاز آمدن سن دیکنزی که girará سراسر بدبختی و اشتباهات تئو، از دوران کودکی تا به خوبی به دنیای بزرگسالی، همراه ± ADO از یک خانواده فاستر سرد و دور، از پدر الکل، ludópata و غیر مسئولانه، یک دوست که درهای خود را برای مواد مخدر و جرم و جنایت، یک عشق بی رحمانه و یک معلم که باعث ایجاد وجود فرشتگان شک و تردید حتی بیشتر خدای انعطاف پذیر اما چیزی که همیشه در پشت چنین بدبختی و بدبختی و تنهایی وجود دارد، نقاشی به سرقت رفته است، The Goldfinch، با اشتیاق و مراقبت غیرقابل توقف توسط Theo تحسین می شود. نقاشی مانند سنگ بنای بیش از هزار صفحه این کتاب است. در مدار اطراف نقاشی هر آنچه را که در زندگی تئودور اتفاق می افتد، به عنوان یک محکوم که زنجیر و فرار از مصیبت خود personales.Y فقط در که من می خواهم برای قرار دادن یک ترمز، و برای من این به معنی از کتاب است. هنر به عنوان خدای فیزیکی، به عنوان یک ایده مادیده شده که باید با روح و نه با چشم اندیشی کنیم. وسواس تئو با نقاشی بسیار بیشتر از یک تحسین صرفا هنری است، زیرا بیش از یک پیوند با مادر مرحومش است. این یک پنجره است که از آن به نگاه آینده شادتر، فرار از فاجعه است. این منبع واقعی ابدیت است، که شکنندگی انسان را با چیزی بی نهایت، آسمانی مرتبط می کند، این است که خود را در خدمت چیزی بسیار بیشتر از خود قرار دهیم. شرکت تصویری برای Theo قرار بود جای خود را در بهشت ​​جای دهد، پشت خود را بر بدبختی انسان بگذارد و از نظر خداوند در نظر بگیرد. این چه، به نظر من است، پیشنهاد Tartt: هنر به عنوان نزدیک است که ما می توانیم از حد توان یک تقریب به زیبایی الهی که ما را متقاعد می کند که، با وجود تمام فجایع انسانی، از تخریب، مرگ، ماده شکسته و تجزیه، وجود ارزش آن است. تئودور به تنها چیزی که به او تسلیت می دهد بین آسیب ناخوشایند بسیار است. او خود تخریب چیزی جز تلاش برای تست سحر و جادو از هنر و زیبایی بود، او مطمئن است که با توجه به ضعف بدن و ذهن خود را همیشه دسترسی داشته باشید، زمانی که او می خواست، DIVI بود. ..

مشاهده لینک اصلی
@ هیچ دلیل منطقی برای چیزی که من به آن توجه ندارم @ این به تابستان تبدیل شده است که در آن من خواندن پیش بینی های رمان های آینده، اما من کمی خواسته خواندن از آنجایی که من خوانندگان رمان قبلی خواندن را ندیده ام. برای این کتابها احتمالا افراد سزاوارتر وجود دارد. اما این به نفع Karens بهترین دوست و او آن را بیشتر از زمان مناسب (مشاهده اسپویلر) [از آن است که پوسته مجازات نمی شود آن را درست تمام وقت، جایی که او آن را اشتباه است با نارضایتی خود را از Gravitys رنگین کمان ، طعم تقریبا ستاره ای آن یکی از حشرات را نادیده گرفته است، اما هیچ کس نمی تواند کامل باشد (پنهان کردن اسپویلر)] این یک کتاب آسان برای بررسی نیست. اگر شما هنوز این کتاب را خواندید و منتظر خواندن آن هستم، توصیه میکنم در هنگام خواندن بررسیهای دیگر به راحتی تند بخورید. من هنوز هم خیلی زیاد دیده ام و آنهایی که دیده ام فقط خوب هستند، اما تصور می کنم که این کتاب منتشر شود، بیش از چند گزارش کتاب از رمان داده خواهد شد. و به طور جدی هر گزارش کتابی از این یک اسپویلر بزرگ است. هرکسی مگر اینکه دوست دارید خواندن تقریبا هشتصد صفحه کتاب را بخوانید و اجازه ندهید که نویسنده این داستان را در راه شگفت انگیزی به کار گیرد و مایل است برخی از بازنگریهای کتابخانه های اینترنتی را غافلگیر کند که دقیقا در مورد هر جزئیات داستان افشا شود. .. به نوعی از دست دادن عجیب و غریب - عضو باند بخشی، بخشی از برادرانه پسر، گذشته از زبان مدرک بین المللی - که من مطمئن نیستم که چگونه به بازگشت. در غلط، دستم را برداشتم و - نمی دانستم چکار دیگری کنم - مشت هایش را با او می کشند، احساس احمقانه می کنند. علاوه بر شیوه ای استثنایی که او به داستان می گوید، چیزی که بیشتر درباره کتاب من تحت تأثیر قرار گرفت، این بود که چگونه دوناتا ترت از نویسنده مرد چشم انداز. من مطمئن هستم که بیش از چند قسمت از این کتاب وجود دارد که صدای Tartts در جای جای شخصیت های اصلی قرار می گیرد، اما حتی زمانی که (اگر؟) آن را انجام می دهد، این یک رمان طولانی است که در دیدگاه مردانه کاملا قابل اعتماد نوشته شده است (خوب ، یک نوع بسیار خاص از مرد و شاید یکی که من می توانم در یک دسته از سطوح به طوری که آن را احساس می خواهم مانند، خوب است که آن را درست ....)، که شاید نه همه آن چشمگیر، از آن مهارت رمان نویس ها در جعبه ابزار خود را تا به حال در حال حاضر شده است. شاید آن را فقط به عنوان خوانده شده یک کتاب دیگر به تازگی بود که به وضوح تنها نویسنده در مورد چیزهایی که او دوست ندارد و سپس آن را به نام یک رمان، و یک فنی در آن به این دلیل که او تا به حال gumption فقط ضربه زدن به ورود و زبانه یک بار برای شروع تنها یک پاراگراف دوم در بیش از 100 صفحه و چیزهایی که من احساس بیشتر در هیبت ساخت و ساز دقیق در نمایش در این رمان است. او ناخن های مردانه صدا را به من یادآوری کرد از A.M. خانه ها نیز در آخرین رمان او درست شده اند، می توانیم بخشش کنیم. من فکر کردم که این کتاب پنج ستاره را به هیچ وجه نمی دهد. چند قسمت از کتاب وجود داشت که من آن را کاملا دوست نداشتم و در حالی که فکر می کردم شخصیت اصلی به خوبی انجام می شد، فکر می کردم او هم زمان کمی خسته کننده بود، اما من هم فکر می کردم که در زمان ها خیلی خسته کننده هستم نوعی از فردی است که او باید کمی خسته کننده و خیلی وقت ها باشد. نه اینکه او را به عنوان یک شخصیت اشتباه مرتکب شده بود، او حتی گاهی اوقات مانند کاراکتر پشتیبانی از کاراکترها را درخشید. اگر Id بیشتر از یک رمان رمان چارلز دیکنز بخواند، می گوید این نوعی شبیه آنچه که دارد، با شخصیت های ثروتمند فوق العاده ای است که واقعا داستان را به نمایش می گذارد. اما ممکن است فقط از الاغ من صحبت کنم. این برای اولین بار برای آن نخواهد بود. بعضی چیزها در کتابی وجود دارد که من دوست داشتم آن را با روش های مختلف حل و فصل کنم و من احساس ناامیدی می کنم که چیزی که من می خواستم اتفاق نیافتاده بود، اما فقط به این دلیل که یک کتاب انتظارات دقیق من را نداشت، ، به این معنا نیست که کتاب بدتر از آن است. احتمالا بهتر است که آن را انجام ندهید. اگر Id را فرمان این طرح وجود دارد احتمالا بود برخی از قطعنامه عصبانی مصنوعی در حال وقوع است.بنای اعتراف من به toying با دادن چهار ستاره خود را به دلیل آن بود کاملا به راه من می خواستم، اما من همچنین دقیقا نمی دانم آنچه که من می خواستم، و یا اگر چيزهايي را که مي خواستم اتفاق بيفتد اتفاق افتاد، چطور مي توانستم همه چيز را به نحو رضايت بخش حل و فصل کنم. چه چیز دیگری. برخی از مطالب جالبی از موسیقی در این کتاب وجود دارد. من فکر می کنم شما می توانید چیزهای بدتر را در یک شب تابستان انجام دهید تا در مورد Spotify برخی از آهنگسازان کلاسیک که در مورد iPods Theos و Pippas ذکر شده اند و به آنها گوش دهند، نگاه کنید. او همچنین به نام بول و سباستین و Arvo Pârt، دو مورد از من برای حالت های مختلف گوش دادن اشاره می کند. من فکر کردم که یک لیست پخش از چیزهایی که در کتاب ذکر شده بود فکر کنم، اما به نوعی فراموش شده بودم و باید به زودی به این ARC برسیم، اما شاید اگر من یک نسخه تجاری معمولی بگیرم، وارد این تلاش خواهم شد. چیز واقعی در مورد نوع Id وجود دارد نوع دوست دارد در مورد نوشتن، اما آنها را ترک آنها را، من واقعا paranoid در مورد تمام چیزهای اسپویلر، نه اینکه آنها بزرگترین spoiler ها، اما فقط راه های فوق العاده او را مدیریت ...

مشاهده لینک اصلی
سر و صدا کم صدا در داخل اتاق. گناه من تبدیل شده - کسی که می آید نه: تنها پوتچیک، پنبه سفید پس از حمام، در میان بالش تخت بی نظیرش و در حال خروج با صدای خنک، سعادتمند و نیمه خمیده، درون آن قرار داشت. و هرچند در مورد آن احساس خجالتآمیز بود - راحت شدن در چیزهای چپ و پشتش مثل توله سگ در یک کت و شلوار قدیمی - در زیر ورق خزنده شدم و در کنار او نشستم، لبخند زدم و با صدای آرام گرسنه و احساس خشن از آن بر روی چهره من است. این واقعا برای من سخت است که نرخ را بدهم. که خوب بود: 1. نوشتن. نوشتن فقط خوب نیست - عالی است. این کتاب کار زیبای هنر است. منظورم این است که، به عنوان یک نوشتار، نه کتاب فیزیکی، اگرچه این خیلی خوب است. Tartt می نویسد فوق العاده، نفیس، دست زدن، پاس های صادقانه. او همچنین دارای یک لغت خیره کننده است که بیش از یک بار برای یک فرهنگ لغت کلاسیک داشت. در واقع، احتمالا حدود 100 بار.2.) کتاب فیزیکی. چاپ شده (حداقل نسخه اول سختافزاری) در نوعی کاغذ ابریشمی با کیفیت بالا است که شما در هنگام خواندن آن را بدون ذهنتان می بینید. o.O3.) این کتاب کمی خنده دار است! این منحصر به فرد ترین تعجب من بود. من می توانستم 10 برابر بیشتر از این انتخاب کنم اگر من می دانستم که می خواهد خنده ام را بدهد. منظورم این نیست که خنده ای نیست! اما حداقل یک بار خنده هر پنجاه صفحه. من با صدای بلند خندیدم، حتی در عموم. چنین افزایشی چه کسی میخواهد چیزی خسته کننده یا غمگین بخواند؟ یا حتی بدتر، خسته کننده و غم انگیز است؟ 4) شخصیت های عالی، تکامل یافته است که شما به راحتی می توانید تجسم. برای بیشتر قسمت 5.) دوستی شگفت انگیز، فوق العاده و عجیب و غریب بین Borys و Theo که من عاشق. خیلی شدید بود و خیلی ... نمی دانستم. من واقعا واقعا دوست داشتم. من فکر می کنم این جنبه از کتاب این است که جایی که تارتس یک زن است نشان می دهد. از نظر شما چطور؟ آیا می دانید که چگونه ما همیشه می پرسیم و تجزیه و تحلیل کنیم اگر نویسندگان مرد نوشته شده اند @ @ @ (به معنی دقیق، من حدس می زنم) شخصیت های زن؟ اما این سوال به ندرت در حال چرخش است. آیا این نویسنده زن نوشتن @ خوب @ (به معنی دقیق) شخصیت های مرد؟ Tartt تصمیم می گیرد که شخصیت اصلی او یک پسر باشد. (من پسر می گویم چون او از 13 تا 15 برای 60٪ یا بیشتر از کتاب است). دوستی بین بورس و تئو واقعا برای یک حلقه من را پرتاب کرد. من تا به حال هیچ نظری ندارم که پسران دوستی مانند این بود. شما می دانید منظور من چیست اگر شما کتاب را بخوانید. تنها افرادی که با دوستی های این شخص شناخته می شوند یک دختر هستند.) دختران / زنان و ب.) مردانی که با هم گریه می کنند (جنگ، زندان، اردوگاه های کار اجباری هر نوع، در کنار یتیم خانه بزرگ شده اند ... مانند آن). بنابراین برای من عجیب بود که پسرها را در این نوع دوستی ببینم. آیا آنها از طریق برخی از گهواره بوده اند؟ بله، من فکر می کنم شما می توانید استدلال کنید که این به این دلیل است که آنها دوست داشتنی و قوی و نزدیک و تله پاتی هستند، اما برای من این استدلال واقعا آب را حفظ نمی کند. اما آن را به عنوان یک نظریه پذیرفته است. گناه این پسران را از دست داد، گهوار جداگانه بود، نه گریه مشترک. به همین دلیل بود که من فکر کردم این یک دوستی فوق العاده واقع بینانه بود. اما خوب دوستی را تحسین می کنم، این که آیا این واقعیت واقعی بود یا نه؟) تصویر بزرگ از عزاداری و PTSD .... چه بد: Sigh.1.) اولین 428 صفحه کتاب (از 771)، زمانی که Theo سنین 13-16 سالگی شگفت انگیز بود و من واقعا آنها را دوست داشتم. با این حال، پس از آن، هنگامی که Theo بزرگسال است (با شروع از صفحه 429 زمانی که 8 سال بعد و Theo 23 منفعل) من از او متنفر بود. من او را نابود کردم من نمی توانستم او را تحمل کنم. چرا؟ از آنجا که بزرگسالان Theo یک کیسه کثیف هستند. حالا، به عنوان یک بچه، Theo نیز یک کاسه خاکی بود. با این حال، من بچه ها را می بخشم. من می توانم تئو 13-15 ساله را بخاطر انجام انواع گوزی ها آموخته و درک کنم. مادربزرگم یک مادربزرگ و مادربزرگ بود، انتخاب او از دوستان ... کمتر از خوشمزه بود ... همه اینها و حوادث ناشی از آن من می توانستم بفهمم و ببخشید. خوب، اما زمانی که معلوم می شود که رشد کرده است و در سن 25 سالگی هم همین کار را انجام می دهد که او در سن 14 سالگی انجام داد، خوب است که در آن من مشکلی دارم. اما آیا شما نسبت به کسی که مادرش فوت کرده و کسی مبتلا به PTSD است، دلسوزی می کنید؟ . مطمئنا من مهربان هستم اما صحبت در مورد کسی که 12 سال (دوازده سال) پس از حادثه هنوز نمی تواند انجام اساسی، چیزهای انسان مانند صادقانه، یک رابطه عاشقانه سالم، و یا زندگی یک روز بدون (مشاهده اسپویلر) (مواد مخدر سنگین و استفاده از الکل (پنهان اسپویلر)] و من مثل__- بیا خود را با هم جمع کنید، مرد. متوقف کردن چنین یک الاغ ضعیف، ترسناک، الاغ، خجالتی، عذرخواهی برای یک انسان متاسفم من نمیتوانم راه را که او فقط از طریق زندگی میگذرد، انجام دهد، هر چه در سرش باشد: (مشاهده اسپویلر) [خوابیدن با زنان متاهل / خانمها، تقلب در زنان، مخفی کردن دوست دختران از یکدیگر، فروش عتیقههای جعلی به مردم برای تنهای پول - قرار دادن نه تنها خود، بلکه مهربان، صادقانه، شریک تجاری / پدربزرگ شما در معرض خطر، و نوشیدن بسیار سنگین و معتاد به مواد مخدر جدی است. (مخفی کردن اسپویلر)] تنها چیزی که من می توانستم درک کنم و همدردی با آن بود (مشاهده اسپویلر) [الکل و اعتیاد به مواد مخدر بود. (پنهان کردن اسپویلر)] من سمپا ...

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب سهره ی طلایی


#جایزه پولیتزر داستان - #ادبیات آمریکا - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #داستان درام - #دهه 2010 میلادی - #جدید ترین کتاب ها - #پرفروش ترین کتاب های نیویورک تایمز - #انتشارات قطره - #دانا تارت - #مریم مفتاحی
#انتشارات قطره - #دانا تارت - #مریم مفتاحی
کتاب های مرتبط با - کتاب سهره ی طلایی


 کتاب میهن فروش
 کتاب داستان عاشقانه ی سرقت
 کتاب جزء از کل
 کتاب برفک
 کتاب گیلیاد
 کتاب پرواز شبانه