کتاب جاده

اثر کورمک مک کارتی از انتشارات مروارید - مترجم: حسین نوش آذر-برندگان جوایز ادبی

پدری و پسر کم سن و سالش، سرزمینی سوخته و ویران‌شده را در می‌نوردند و به آرامی به سوی ساحلی ناشناخته پیش می‌روند. در چشم‌اندازهای ویران، هیچ چیز حرکت نمی‌کند، مگر خاکستری که باد آن را می‌پراکند. آن‌ها چیزی ندارند به جز تپانچه‌ای برای دفاع از خودشان در برابر مردانی که سایه وار در حرکتند، لباس‌های کهنه، یک گاری غذای یافت شده از میان زباله‌ها و مردارها و مهم‌تر از همه یکدیگر. شاهکار مکارتی در آن است که در چنین فضای هول‌انگیزی، معجزه‌ی انسانیت تزلزل‌ناپذیر را، با جذابیتی وصف‌ناپذیر به تصویر می‌کشد.


خرید کتاب جاده
جستجوی کتاب جاده در گودریدز

معرفی کتاب جاده از نگاه کاربران
از BLURB Jam-packed with information on exploring the world of wide world and just having fun، برنده جایزه Cormac McCarthy و پسر جوان او را ترک کرده اند بدون سنگ در جستجوی خود را برای بهترین ماجراهای و جاذبه های برای خانواده رفتن به ساحل برای آن سفر از یک عمر. این جاده به مراتب پر از مشاوره برای فعالیت های سرگرم کننده است که تعادل کامل اطلاعات عملی و ایده های الهام بخش را فراهم می کند. همه بهترین فعالیت ها فراموش نشدن سوار دوچرخه سواری و روزهای بزرگ در این راهنمای عالی همراه با بهترین مکان برای اقامت (پناهگاه های زیرزمینی ضروری است) گرفته شده است. انواع سفرهای مختلف مورد توجه قرار گرفته است، جوانب مثبت و منفی از باشگاه های بچه ها و چگونه برای گرفتن معاملات خوب اگر شما در بودجه تنگ هستند. اطلاعات مهم در مورد چگونگی انجام هر کاری که اشتباه است، چگونگی جلوگیری از مشکالت بالقوه قبل از ترک، وجود دارد و اگر شما با تعطیلات خود راضی نباشید، چه کاری باید انجام دهید. اگر شما به دنبال یک ماجراجویی بزرگ است که آنها سالها به یاد داشته باشید جاده مطمئنا به شما الهام بخش است. راهنمای به چهار بخش CannibalsDiseaseHorrorDeath تقسیم می شود

مشاهده لینک اصلی
موسیقی: تابلوهای کانادا - @ رادار رادیو افق @ کتاب بزرگ، کتاب عالی. من مشاوره را از کسی که گفته بود در یک روز خوب خوانده خواهد شد را در نظر گرفتم. بنابراین من خواندن، گرفتن فقط برای خوردن شکسته. و این به نظر من درست بود. بنابراین، این یک داستان خوب از یک رابطه پدر و پسر، امید و ایمان محو و قوی مانند یک شمع است، در جهان که در حال حاضر شانس مورد نیاز برای پیدا کردن غذا و چیزهای دیگر لازم است. آخرالزمان بیش از همه جهان را فرا گرفته است، هرچند چه نوع گفته نشده است (فقط این توضیحات: @ برش طولی نور و یک سری ضربات کم، بعضی وقت ها بعد از نیمه شب شنیده می شود)، اما من کاملا باور ندارم که آن را به عنوان هسته ای به هیچ وجه مسائل مربوط به تابش اشعه نیست. فقط مرد و پسرش که به جنوب سفر می کنند، به دنبال نوعی مکان بهتر هستند. پسران مادر را انتخاب کرده اند به رها کردن و تنها در آن وجود دارد در رویاهای خود، خاطرات. خاکستر، خاکستر در همه جا، چهره های مورد نیاز است؛ گاهی اوقات باران می آید، گاهی اوقات بخشی از جنگل به خودی خود آتش می گیرد، اما این جفت مدیریت می کند تا از آن اجتناب کند. خانه های شهرها، ماشین ها در جاده ها. غذا یک منبع ثابت نگرانی است. قهوه نادر می تواند از نوشیدنی های کولا پیدا شود، به طور ناگهانی یافتن قارچ ها (نقطه دیگری از تشعشع احتمالا). اما برخی از نکات امید، نقاط ضعف (مشاهده اسپویلر) [: پناهگاه تعجب پر از مواد غذایی و دیگر چیزهای مفید، قایق از تانریف در ساحل (مخفی کردن اسپویلر)] و عجیب و غریب، گاهی اوقات وحشتناک (مناظر Spoiler ) [قطار، باقی مانده از یک گروه سرگردان توسط یک آتشفشان جنگی با بدن و پلاستیک ذوب شده به جاده * ew * (پنهان کردن اسپویلر) گرفته شده است.) وجود دارد بیشتر مردم سرگردان در اطراف، هر دو خوب و قوم و خوشی، به آرامی از بین رفتن گرسنگی و یا از طریق گروه دوم حمله به سابق. مرد و پسرش به طور مرتب بر روی اجساد در طول سرگردان خود می مانند، معمولا خشک شده و یا از آتش سوزی هایی که آنها را در خانه ها و جاده ها کشته اند. اما آنها نیز مردم را در معرض دید قرار می دهند ... فقط فهرستی از آنچه که در اینجا یافتم، در اینجا می بینم (نگاه کنید به اسپویلر) [: مردی که از رعد و برق رنج می برد، دو گروه جداگانه از دزدان دریایی، یک پسر تنها در کت بزرگ در مورد سن اصلی خانم ها، خانه ای از طالبان با یک انبار غذا زنده، یک قبر قدیمی، یک دزد، و غیره (پنهان کردن اسپویلر)] ... اما حقیقت این است که در حالی که برخی از مردم در اینجا و آنجا ملاقات می کنند، روزهای بدون ملاقات هر کسی و بدون شک تعداد انسان ها در حال کاهش است (مشاهده اسپویلر) [از جمله گروهی که پسر به پایان می رسد (پنهان کردن اسپویلر)]. این کتاب حس آرام احساس غم با لحظه ای از اقدام ناامید دفعات کم. اما داستان آن پس از آخرالزمان بدون اقدام بسیار سریع است. هیچ علامت نقل قول -- اما با کتاب مک کارتی که انتظار می رود آن را به طوری، و آن را واقعا واقعا من زحمت نیست. بله، این یک داستان پس از آخرالزمان است، بلکه داستان یک پیوند جدی پدر و مادر، و داستان امیدوارانه وجود دارد که به شدت مهم نیست. و بنابراین یک کتاب عالی است. :)

مشاهده لینک اصلی
وای. این کتاب مانند تمام بدترین کابوس های من است که به یک کابوس فوقالعاده وحشتناک رانده شده است. جاده یکی از خندهدارترین، جنجالیترین، کتابهای تراژیک است که تا به حال خواندهام ... و من هر دقیقه از آن را دوست داشتم! این داستان فوق العاده قدرتمند و تنها ساخته شده توسط دانش که این به راحتی می تواند آینده ما ساخته شده است. این طور نیست که صراحتا اعلام کرد که رویداد آخرالزمانی چه بود، اما از نکات مک کارتی قطره اینجا و آنجا، من فکر می کنم احتمالا یک سری اعتصابات توسط شهاب سنگ های بزرگ بود. این باعث می شود آتش سوزی های جنگل جهانی مانند آنچه در این کتاب شرح داده شده است، سونامی های عظیم (کشتی پرچین می تواند شواهد این مطلب باشد) و زمستان تاثیری داشته باشد، جایی که گرد و غبار که توسط اثرات شهابسنگی منفجر شد، خورشید را چندین سال می کند. تنها رویداد قابل مقایسه دیگر می تواند یک جنگ هسته ای باشد، اما من تصریح می کنم که به عنوان شعاع هرگز در هر کجا در کتاب ذکر نشده یا اشاره نشده است. در نهایت، این موضوع واقعا مهم نیست که سناریوی پس از آخرالزمانی شخصیت های این کتاب در آن زندگی می کنند نکته داستان این است که داستان عمیق شخصی پدر را که به شدت تلاش می کند نوعی زندگی را برای پسرش از جهان کابوس که فرزند متولد شده است، به تصویر بکشد. در حالی که پدران با پسران جوان ممکن است این موضوع را به ویژه به شدت تحسین کنند، کسی که تا به حال دوست داشت هر کسی نمی تواند کمک کند، اما با نگرانی خود مخالفت می کند. من این کتاب را به هر کسی که ذاتا کابوس های بسیار ناخوشایندی دارد توصیه می کنم.

مشاهده لینک اصلی
در این جاده هیچ ارتباطی با خدا وجود ندارد. آنها رفته اند و من تنها اینجا را ترک کرده اند و آنها را با آنها به دنیا بردند @\nآیا هنگامی که خورشید می رود، آیا چیزی وجود دارد؟ امیدوارم وقتی همه چیز به گریه بیفتد آیا چیزی برای مبارزه وجود دارد؟ یکی از غم انگیز ترین دنیای من که تا به حال دیده ام، و فضای ویرانی که مک کارتی قادر به ایجاد آن بود (به لطف چند گفت وگو کوتاه و کوتاه و پاراگراف های ایجاد شده توسط عبارات مختلف و نه یک روایت مداوم) . این جهان غم انگیز است، نمی تواند تغییر کند، بلکه همه کسانی را که در آن زندگی می کنند، تغییر داده است، و تمام منابعی که نویسنده استفاده می کند تا باعث شود او احساس کند این روش بسیار چشمگیر است، علاوه بر توسعه شخصیت ها، به ویژه از \"کودک\" قابل فهم و دردناک است. ماهیت انسان ها از بشریت دور می شود و به سادگی خام می شود، غریزه از ضرورت تقدس است. @ جایی که مردان نمی توانند خدایان زندگی کنند خیلی بهتر نمی شوند @\nکل کتاب به صورت خطی و گاه تکراری توسعه می یابد، زیرا تقریبا تمام داستان فقط دو شخصیت است، اما تغییراتی که اعضای آن، الی، بسیار عالی هستند، اگرچه به شما بیشتر از جهان نمی گوید اگر باعث می شود که شما بیشتر با ساکنین خود همدرد شوید ... و فکر می کنید @ اگر من در آن موقعیت بودم خوب بود؟ @. Time قرض گرفته و قرض گرفته شده جهان و چشمان قرض با شما به گریه @\nآیا شما آن را توصیه می کنید؟ بله، اما من می دانم که بسیاری از مردم ممکن است آنها را دوست نداشته باشند، عمدتا از توصیفات تشکیل شده و سرعت بسیار سنجیده شده دارند، حتی لحظات پرانرژی کمترین سرعت (تنش) ندارند و اگر راحت باشند خسته شوند شما انتظار دارید که همه یا بیشتر از زمان، با خطرات جبهه ای در حال مبارزه باشد، چیزی که اتفاق نمی افتد، بسیار با تعامل \"مرد\" و \"کودک\"، برخی خاطرات و خشک از چشم انداز @ روزها به دنبال دردناك بدون حساب یا تقویم @\n_________________________________________ \"در این جاده هیچ مرد خدایی نیست. آنها رفته اند و من باقی مانده ام و با آنها جهان را گرفته ام.\nآیا وقتی که خورشید رفته است چی چی؟ امیدوارم زمانی که همه به جهنم رفته اند آیا چیزی برای مبارزه وجود دارد؟ یکی از جهان منحرف ترین من را دیده است و فضای ویرانی مک کارتی موفق به ایجاد (با تشکر از چند [و کوتاه] گفت و گو و پاراگراف ایجاد شده توسط چند جمله به جای یک روایت مستمر). این جهان غم انگیز است، نمی تواند تغییر کند، اما تغییر یافته است و تمام منابعی که نویسنده استفاده می کند تا احساس شما را در این راه بسیار چشمگیر و توسعه شخصیت ها، به ویژه کودک است. دردناک است ماهیت انسان ها از بشریت دورتر می شود و به سادگی خام است، غریزه از الوهیت ضروری تر است. \"مردان وجود ندارد که خدایان زندگی می کنند، بهتر نیست.\"\nکل کتاب به صورت خطی، گاهی تکراری است، زیرا آنها تنها دو شخصیت برای بسیاری از داستان است، اما تفاوت های قابل توجه، الی، بسیار عالی است، حتی زمانی که آنها در مورد جهان صحبت نمی کنند که شما را با ساکنان خود در هم آمیخته است. .. و فکر می کنم @ اگر من در آن وضعیت بودم خوب بود؟ @. زمان \"باران\" و \"جهان قرض گرفته شده\" و چشمان قرض گرفته شد تا آن را ببخشد @\nآیا شما آن را توصیه می کنید؟ بله، اما من می دانم که بسیاری از مردم ممکن است آن را دوست نداشته باشند، عمدتا در مورد توصیف و سرعت بسیار سنجیده شده است، حتی لحظه های شدید فقدان سرعت (نه ولتاژ) و آسان به خسته شدن اگر شما انتظار می رود که تمام یا بیشتر از زمان، آنها در معرض خطرات محل قرار می گیرند، که اتفاق نمی افتد، در ارتباط با تعامل مرد و پسر، برخی از خاطرات و چشم انداز خشک است. â € œ برای من امید من تنها برای هیچ چیز ابدی است و من امیدوارم آن را با تمام قلب من. â € ¢

مشاهده لینک اصلی
امتیاز میانگین برای این کتاب از دوستان من 4.17 و بررسی های درخشان است. اضافه کردن Pulitzer به ترکیب و این تبدیل شد که کتاب مقاومت ناپذیر که من مجبور به خواندن. بنابراین، بدیهی است که من آن را بسیار هیجان زده بودم. در یک جهان پس از آخرالزمان، این داستان داستان پدر و پسری است که به سوی جنوب در جاده حرکت می کنند. @ آنها نمی دانند در جنوب چه هستند، اما آنها امیدوار است که در پایان این سفر چیزی @ خوب @ پیدا کند. در طول این سفر آنها سعی می کنند از دیگران پنهان شوند. بسیاری از آنها وجود دارد اما هنوز هم در اولین نشانه ای که کسی نزدیک است، پنهان می شود. بنابراین، آره این یک سفر طولانی با حداقل گفت و گو است. من کتاب های بسیاری از کتاب های پسا آخرالزمانی را خوانده ام. در واقع این تنها سومین است. در حالی که این خواندن را انجام دادم، به عقب برگردم به این دو نفر یعنی The Passage and Swan Song و فکر میکردم چرا بیشتر آنها را تحسین نمیکنم. هر دو کتاب اقدام بسیار بیشتری داشتند (و همچنین صفحات)، بینش نزدیک به افرادی که با هم در این زمانهای خطرناک همپوشانی داشتند، و همچنین نسخه سردکننده ستون فقرات یک جهان آخرالزمان / دودویی را به ما نشان داد. جاده به ما میگوید که چگونه این پدر- دو نفره پسر هر روز زنده ماندن. حتی رابطه بین این دو به من ضربه زد. در حالی که پدر می داند که او در حال مرگ است، به جای آموزش پسر برای برخی از تاکتیک های بقا، او فقط از همه چیز به کودک پناه می برد. من دریافتم که او یک پدر و مادر است و هر غریزی در او به او می گوید که از کودک محافظت می کند اما چگونه بچه در این شرایط سخت هنگامی که پدرش مرده است زنده بماند؟ او ادامه می دهد که او را به رفتن به جنوب و به دنبال مردم خوب است، مانند بچه می داند که چگونه می تواند بین افراد خوب و بد که در بسیاری از زندگی خود را با پدر خود بوده است، متفاوت است. پایان به نظر من بسیار ناپایدار و ناگهانی است. مانند نویسنده، عجله کرد تا داستان را یکبار ASAP (نمایش اسپویلر) [پدر فوت کرد (پنهان کردن اسپویلر)]. همچنین احساس کردم که نویسنده می خواست خواننده را خوشحال کند. اما ساده ترین راه این بود که با در نظر گرفتن اینکه چگونه کتابچه ای به خواننده حفص شد، این بود که جهان بسیار تاریک و خطرناک بود. ابتدا این کتاب را به 3 ستاره تقدیم کردم، اما وقتی دیدم که افکارم را بر روی این کتاب گذاشتم، من نمیتوانم چیزی را که در این کتاب دوست داشتم پیدا کنم. از این رو 2 ستاره حذف شد من این کتاب را به هیچ یک از دوستانم توصیه نمی کنم.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب جاده


 کتاب شهر و شهر
 کتاب شوهر دلخواه
 کتاب گلن گری گلن راس
 کتاب بر باد رفته
 کتاب شارلوت
 کتاب زندگی در پیش رو