معرفی کتاب بیابان

اثر ژان ماری گوستاو لوکلزیو از انتشارات دیبایه - مترجم: آزیتا همپارتیان-برندگان جوایز ادبی

کویر یک رمان است که متشکل از دو روایت متناوب است که در مخالف قرار دارند. اولین اتفاق می افتد در بیابان بین سال های 1909 و 1912 و مهاجرت یک پسر جوان نوجوان، نور و مردمش، مردگان آبی، رزمندگان متواضع کویر را فرا می گیرد. قبیله Nours از سرزمین های خود توسط سربازان مستعمرات فرانسوی فرار کرده است تا از دره Saguiet El Hamra برای کمک به رهبر معنوی بزرگ به نام Water of the Eyes استفاده کند. روایت دوم داستان معاصر لالا، نسلی از مردگان آبی را مربوط می کند. اگرچه او یک یتیم است که در یک جزیره ای شناخته می شود که به نام پروژه در نزدیکی یک شهر ساحلی در مراکش شناخته می شود، خون عشیره افتخار و مشتاق او در رگ هایش اجرا می شود. خیلی زود Lalla باید فرار از ازدواج اجباری با یک مرد مسن تر و ثروتمند فرار کند. او به فرانسه سفر می کند و در بسیاری از محاکمه ها از کار در مجتمع پرستاری تا موفقیت به عنوان یک مدل مد بسیار پرداخت می کند، اما او هرگز خون خونین اجداد خود را تحمیل نمی کند.


خرید کتاب بیابان
جستجوی کتاب بیابان در گودریدز

معرفی کتاب بیابان از نگاه کاربران
بخش لالا کتاب بهتر بود بنظرم
بخش نور، یه جوری بود، نمی شد زیاد درکش کرد

نوبل ادبیات رو بنظرم به یه نویسنده( بخاطر تمام کارهای ادبیش) میدن نه بخاطر یه کتاب خاص، چون بیابان بنظرم دهه 1980 نوشته شده، چطور نوبل 2008 رو بهش دادن؟!!!‏

احتمالا انتشارات خواسته ازین عنوان استفاده کنه برای فروش بیشتر

البته در کل کتاب خوبیه
با طرز تفکرهای شبیه لالا خیلی حال می کنم!!‏

مشاهده لینک اصلی
... سرزمین غریبی است، این شهر، با تمام آدم هایش، زیرا اگر خود را نشان ندهید، واقعا به شما توجه نمی کنند...!
...گاهی لالا تصور می کند که فقط منتظر آمدن روزهاست، اما وقتی روزها فرا می رسد، می فهمد آن هایی نیست که منتظرشان بود. منتظر است، همین ...!
... نه حشره ای هست نه پرنده ای، نه چیزی شبیه آن، با این حال هزاران نقطه متحرک در آسمان دیده می شود، گویی آن بالا دسته های بزرگ مورچه، پشه و مگس هست. آن ها در هوای سفید پرواز نمی کنند، در تمام جهات راه می روند، با شتابی تب آلود، گویی نمی دانستند به کجا فرار می کنند. شاید چهره آدم هایی باشند که در شهر زندگی می کنند، در شهرهایی آنچنان بزرگ که هرگز نمی توان ترکشان کرد، جایی که آن قدر ماشین، آن قدر آدم هست که هرگز نمی توان یک چهره را دوبار دید...!

مشاهده لینک اصلی
جابجایی، تبعید، عبور پناهندگان، پاکسازی قومی. J. M. G. Le Clà © zios تم ها بسیار سنگین هستند. آنها مسائلی از درگیری های انسانی و بنیاد تمدن هستند. با این حال، ثبت نام از نوشتنش باعث تحمل مصائب و خشونت های انسانی می شود که به دنبال جبران آن است. ثبت نام پروژۀ او شعر است، اما شعر آن را با سکوت و سادگی روشن می کند. @ هیچ گونه محدودیتی برای این که ما بتوانیم خودمان را به بودن دیگران متقاعد کنیم، می گوید: J. M. Coetzees رمان نویس معروف در الیزابت کاستلو؛ @ هیچ گونه محدودیتی برای تخیل همدردی وجود ندارد. @ Le Clà © zios تخیل متعصب در رمان کویر تنها به وسیله جغرافیا (صحرای صحرا، مراکش، فرانسه) و زمان (قرن بیستم) محدود می شود. درمان او از مشکلات مردم حاشیه نشین و فرهنگ آنها از محل به مکان، از یک نسل به بعد، عبور می کند. آن را از یک فرد به مجموعه منتقل می کند. از این رو، نگاهی به یک پسر جوان نیز نگاهی به قبیله یا قبیله اش دارد: او چهره تیره بود، خورشید سوزانده بود، اما چشم هایش درخشید و نور چشم او تقریبا فراطبیعی بود. @ پسر جوان نور است و مردمش از بیابان آفریقایی آزار می دهند. در پاراگراف بعدی، لو کلاسیک ویژه یlight of his gase @ را تعمیم داد: آنها مردان و زنان شن، باد، نور، شب بودند. آنها به نظر می رسید در رویا در بالای یک درخت، به نظر می رسد که آنها از آسمان غیر مترقبه به ارمغان می آورد و سختی فضا در اندام خود را. آنها با آنها گرسنگی، تشنگی لب های خونریزی، سکته قلبی از خورشید درخشان، شب های سرد، درخشش راه شیری، ماه، به وجود آوردند. همراه با آنها سایه های عظیم خود را در غروب خورشید، موج هایی از شن و ماسه بی ارزش که بیش از آن پاهای خود را دراز می کنند، افق غیر قابل دسترس است. بیش از هر چیز، آنها نور چشم خود را که درخشان در سفید و سفید از چشم هایشان درخشان بودند بوجود می آورد. [2-3، تأکید من] شعر Wislawa Szymborska سفر مشابهی را در سرتاسر یک چشم انداز غیرمنتظره بیان کرد. در شعر اش @ بعضی از مردم\[email protected] (trans Stanislaw Baranczak و Clare Cavanagh)، همان ریتم خطرناک را می توان تشخیص داد. بعضی افراد از برخی افراد دیگر فرار می کنند. در بعضی از کشورها زیر آفتاب و بعضی از ابرها. آنها چیزی شبیه همه چیزهایی که دارند، کاشته شده اند، برخی جوجه ها، سگ ها، آینه هایی که در آن آتش سوزی می شوند، پیش می آیند. شانه ها خنجرها و بسته های خرس را حمل می کنند. آنها خشن تر می شوند، آنها سنگین تر می شوند. روایت دوم روایت کویر داستان لالا، فرزند نور است. مردم لالاس دیگر فرار نمی کنند، اما او تصمیم می گیرد که از روستای خود فرار کند. هنگامی که او مجبور شد ازدواج با دیگری، او با یک مرد فرار می کرد. مردی که با او زندگی می کردthe Hartani @، یک چوپان است که مانند یک خزنده زندگی می کند و به طور معمول ارتباطی ندارد. او صحبت نمی کند. به این معنا است که او با زبان مشابه با انسان صحبت نمی کند. اما لالا صدای خود را در گوش او می شنود و در زبان او می گوید چیزهای بسیار زیبایی که بدنش را به صورت درونی تحریک می کند، باعث می شود که او را تکان دهد. شاید او با صدای ضعیف باد که از عمق فضا می آید یا با سکوت بین هر زلزله ای باد صحبت می کند. شاید او با کلمات نور سخن می گوید، کلماتی که در صخره های برفی بر روی صخره های مارپیچ منفجر می شوند، با کلمات شن و ماسه، کلمات سنگریزه ها که به پودر سخت فرو می روند، و همچنین کلمات عقرب ها و مارها که کوچک می شوند علامت های نامرئی در گرد و غبار. او می داند که چگونه با تمام این کلمات صحبت می کند و چشم او به سرعت به عنوان یک حیوان، از یک سنگ به دیگری، به طور یکنواخت به دور افق می برد، به طور مستقیم به آسمان می کشد، بالاتر از پرنده ها. [69، قرار دادن متن بخش های لالس در رمان موجه است، به عنوان متمایز از Nours، که در سمت چپ قرار دارد.] Le Clà © zio تناقض بین سکوت و قدرت کلمات برای بیان احساسات و ایده ها را بیان می کند. به نظر می رسد که هارتانی نماینده یک شیوه قدیمی زندگی است، زندگی ساده ای که وابسته به عناصر طبیعی است، دور از اولویت ها و خواسته های شهر است. تنها راه صحبت با او این است که به چشمانش نگاه کند. او به او نگاه می کند و نور را در چشمان سیاهش می خواند، و به نظر عمیق به چشم های کهربا او نگاه می کند؛ او فقط به چهره اش نگاه می کند، اما عمیق به چشمانش نگاه می کند، و آن را مانند او می داند که او چه می خواهد به او بگوید. [82] این رمان ارتباطات را بیش از کلمات بیان می کند، در یک محیط طبیعی، به عنوان مخالف صداهای مدرنیته در یک شهر است. Lalla می تواند از نگاه هارتانی @ essence @ چیزها، شاید حتی کسانی که فراتر از ظرفیت کلمات برای بیان بیان می کنند، حاصل می شود. حالا لالا می داند که کلمات واقعا محاسبه نمی شود. این تنها چیزی است که شما می گویید، عمیق درون آن، مانند یک راز، مانند یک نماز: این تنها چیزی است که شمارش دارد. و هارتانی نمیتواند به هیچ وجه صحبت کند؛ او می داند که چگونه چنین پیامی را بدهد و دریافت کند. چیزهای زیادی از طریق سکوت منتقل می شوند. لالا نمی دانست که یا قبل از ملاقات هارتانی. دیگران انتظار دارند تنها کلمات و یا اعمال، اثبات، اما Hartani، او به چشم Lalla چشم خود را به نظر می رسد بدون گفتن چیزی، و من ...

مشاهده لینک اصلی
این کتاب به زیبایی نوشته شده است. زبان و شرح کویر و مردم آن خیره کننده است. اما من از کاراکترهایی که از دیوار ابرها جدا شده بودند احساس کردم. آیا می توان این کار را با ترجمه انجام داد؟ یا این بود که تقریبا هیچ گفت و گویی وجود نداشت، فقط یک تکگویی توسط یک روایت شناخته شده است که به ما می گوید که شخصیت ها چه کار می کنند و چه احساسی دارند؟ من نمی دانم. اما اغلب این است که من در حوله بر روی یک کتاب تنها 10 صفحه از پایان را پرتاب می کنم.

مشاهده لینک اصلی
این نویسنده فرانسوی در سال 2008 جایزه نوبل ادبیات را به دست آورد. من قبل از جایزه او هیچوقت از او شنیده بودم، همانطور که بسیاری از برندگان جایزه نوبل در مورد آمریکایی بودن یا انگلیسی صحبت نمیکنند. به تازگی تصمیم گرفتم حداقل یک کتاب از هر یک از این نویسندگان را بخوانم تا زمانی که آنها رمان را بنویسند. پس از خواندن صحرا، متوجه شدم که چرا او اهدا شد. این کتاب ابتدا در سال 1980 به زبانهای فرانسوی توسط Editions Gallimard منتشر شد و در سال 2009 به زبان انگلیسی به زبان انگلیسی ترجمه شد. به آسانی یکی از شدیدترین کتابهایی که تا کنون خوانده ام، کویر در دو دوره زمانی مختلف در شمال آفریقا اتفاق می افتد. نخستین اوایل دهه 1900 میلادی است که بسیاری از قبایل که از استعمار اروپایی محروم از خانه و سرزمینشان محروم شده بودند، در مسیر بی سرزمین خود در بیابان به سرزمین وعده داده شده توسط پیشگام ترین رهبر دینی خود، Water of the Eyes بودند. این تلاش محکوم از طریق چشم نور، یک پسر جوان است که خانواده اش به پیاده روی پیوسته است. لالا، یک دختر جوان است که در اواخر قرن بیستم در نزدیکی یک شهر ساحلی مراکش زندگی می کند. او یک نسل از آب چشم است، در هنگام تولد یتیم. وقتی عمه ای که او را بالا می برد تلاش می کند که ازدواج را با مرد مسن ترتیب دهد، لالا با دوست محبوبش که خدای مهربان خوک بی گناه است، به بیابان می رود. بعدا او و عمه او به عنوان مهاجران در مارسی به سر می برند و از وجود ناخوشایند در ناحیه ی ناگوار این شهر مدرن بیرون می آیند. قدرت این کتاب از نوشتن لو کلاسیو است. به عنوان مثال، گزارش او از مراسم مذهبی برگزار شده با بومیان و رهبر معنوی آنها در خواننده بیدار هر تحریک برای آزادی معنوی که انسان تا به حال داشته است. فوق العاده و زیبایی خشن از صحرا، تپه های شن و ماسه، باد، سوزان خورشید و شب های سرکش، حضور مداوم در سراسر داستان است و همچنین نماد هر دو ویرانی این شخصیت ها و عمیق ترین عشق آنهاست. هرگز دوباره قادر به خواندن یک رمان نخواهم بود که زندگی و فقر مهاجر را روایت کند. در حقیقت، ارزش خواندن ادبیات اروپا و آسیا توانایی آن در نفوذ به امتناع یا ناتوانی بسیار آمریکایی (من مطمئن نیستم که آن را) برای درک نومیدی ناامید و در عین حال قدرت اساسی مردم ناتوان از این زمین ؛ این قربانیان حرص و آز @ progress @ اگر در هر کاری که بشر بتواند با هم زندگی کند، بهتر است از آن باخبر شود، باید با برندههای به اصطلاح شروع کرد که نگاه خوب به چگونگی ایجاد بازندگان به اصطلاح .

مشاهده لینک اصلی
متناوب نشانه واقع با یک واقعیت fictÃcia، ژان ماری گوستاو لو انجمن © ZIO، ما را در این € € œDesertoâ روایت شگفت آور از شرایط زندگی مردم ارائه می دهد، در perambulaçÃμes nómada خود ناشی از ameaç به یک جنگ که در ایگناتیوس SA © CULO 20، opÃ'so مغرب یک نفر هژمونی غرب به طور خاص استعمارگران à بازدید کنندگان aspiraçÃμes از Françae از GRA £ بریتانیا که در شمال آفریقا به دنبال، فرآیندهای اکتشاف £ متحدان ارضی à £ configuraçà استراتژی جدید Estrata © geopolÃtica که به طور عمده به مزایای económicas بزرگ به مردم با یک عمل فن © الکترونیکی ocidentais.E داستان começa دقیقا esperança از افرادی که، برای فرار از موذی ocupaçà £، رها زمین های خود را برای ایجاد یک گذرگاه در inóspito صحرا، که در آن گرسنگی دلخراش و بیماری به وجود آمد، طیفی، هر لحظه، به alcanç هوا به سان شهر تا سماره، آدرس شیخ ما ال Ainine می دانیم که شمال هدایت مردم خود را به lá از درا کوه که در آن وجود دارد água و زمین برای همه. در کنار این روایت، ما واقعیت دیگری تصاحب، این بار fictÃcia اما که می تواند، البته، پیکربندی، TAMBA © متر آن یک حقیقت histórica: ما در شبکه وجود لالا گرفتار، یک جوان شمال آفریقا، órfà £ پدر و مادرانی که با عمه در شهر رشد کرده اند، جایی که کلبه ها از تخته ها ساخته شده اند و برای جلوگیری از نیروی مخرب باد استفاده می شود. لالا رشد در تپه های شنی در مقابل دریا، £ ربانی عمیق با صحرا، با کوه ها، با مار و عقرب و با یک دوست تنها، Hartami، یک کر و لال جوان کاراکتر TAMBA © متر آن را بسیار Solita برای کسانی که دوستی عمیق را پرورش می دهند. â € œWhen روزهای غم انگیز، روزهای بدبختی وجود دارد، تنها شخص چپ Hartani است و او حتی به کلمات نیاز ندارد. فقط نگاهی بیاندازید و او می داند که چگونه می توانید نان و تصاویر را بدون نیاز به چیزی بجنگید. او حتی ترجیح می دهد که آنها را چند قدم دور نگه دارد، مثل بز و گوسفند که هرگز به هیچ کس تعلق ندارند. Lalla تصمیم می گیرد که به مارسی برود. Grávida از Hartami، دختر تصمیم می گیرد به تلاش برای بهبود برخی à ¢ نیم در یک شهرستان است که شما à © کاملا عجیب و غریب و غیر قابل انعطاف با ابعاد خود را به راه رفتن descalço، در حال اجرا از طریق تپه های شنی، به لذت با استفاده آسمان ستاره ای که در آن، با نوک انگشت خود، یک ستاره می تواند روشن شود. اما سکوت از گرسنگی، ترس و، بالاتر از همه، £ تنهایی سرب که لالا بازگشت ریشه à بازدید کنندگان، هر چند، اگر چه در درجه £ تواند خواندن و نوشتن، زیبایی آن یکی گرفتار کرده است fotógrafo او را دیدم، در اصل در نور ناگهانی، روح برنزی زن جوان است. به همین دلیل، آن است که تقریبا یک شکل برجسته به سفارش و مجلات مد است که آن را دیدم یک چهره اما در همان زمان exótico دقیقا نرو گالیم © که سیاست اجتماعی imagà © مورد نیاز است. اما هنوز هم، لالا احساس می کند که درخواست تجدید نظر قوی از ریشه های خود را و تماس را به نور، به تنهایی، به عنوان آن را یک بار به £ مادر و در زمین انجام داد، در تپه های شنی، در کنار درخت انجیر خود، در نزدیکی دریا و آسمان ستاره ای به عنوان شاهد. این داستان زیبایی منحصر به فرد است، بدون شک! اما چیزی که بیشتر من را لمس کرد، داستان زیبای لو کلاسیو بود! لحظه ای نیست که ما لبخند بزنیم، ما منتقل نمی شویم و یا ما نمی توانیم با نوشتنش کنار بیاییم. این در واقع چشمگیر است! توضیحات £ از لرز از زندگی در بیابان، از مرگ هزاران نفر از مردان، زنان، کودکان و حیوانات با força گرسنگی، بیماری، جنگ à © چیزی است که اجازه می دهد تا £ ما incólumes، تا حد زیادی força چگونه Le انجمن © ZIO نشان می دهد در ظلم و ستم آن، همه فراز و نشیب های مردم که خواهان atravà © ها پیاده روی طولانی، یک زندگی بهتر از که ameaçada توسط سربازان خارجی، مسیحی £ os.Conhecemos نتیجه اما نوشته شده توسط £ تخیل قوی OE ظرفیت descriçà £ لو انجمن © ZIO، همه چیز طول می کشد هاله دیگر: â € Oena £ درجه هر چیزی OO سنا £ حال که چشمانش دید، پاهایت را لمس کرد. در مقابل آنها، زمین بسیار صاف، به عنوان دریا دراز کشید، با نمک درخشان. Ondulava، شهرهای سفید آن، با دیوارهای باشکوه، با کپسول هایی که مانند حباب ها پشت سر گذاشتند، ایجاد کردند. خورشید چهره خود را به آتش کشیده و کارشناسی ارشد آنها پوند، نور باعث سرگیجه، زمانی که سایه از مردان SA £ به poços مساوی بدون Fundoa € .Percebo حال حاضر به دلیل اعضای آکادمی سوئد جایزه تصمیم گرفت، در سال 2008، جایزه نوبل ادبیات به این نویسنده فرانسوی فرانسوی!

مشاهده لینک اصلی
عشایر بیابان مبارزه برای زنده ماندن و بازگشت ستارگان پس از اعتراض به غرق شدن در مناظر زیبایی! با رشد در زمین های مرطوب گرمسیری متوسط ​​و مهاجرت به سقوط متوسط ​​در مترو، من احساس کردم که شن و ماسه و خاک گرم، سنگ های داغ گرم منعکس کننده نور در پاهای برهنه ، نوع شستشو در زمستان، باران باران، طوفان گرد و غبار خاک قرمز. هنگامی که پدرم در وسط یک تله تله گرفت، بعد از اینکه گاوها ما را در باد گرفتند. او در آخرین طوفان به سمت خانه رفت. او بعد از این حادثه در زمستان هیچ وقت با هم نبود. ما لحظات و خاطرات ناخوشایند داشتیم، اما آنها هرگز به شدت غیر قابل تحمل نبودند. و البته، من هرگز نباید هر روز به عنوان یک فرد بالاتر از طبقه متوسط ​​در مترو بمانم. Desert J M G لو کلاسیوس این افراط ها را به من نشان می دهد. Desert دارای دو جزء ناسازگار است که از نسل های قبیله ای بیابان تشکیل شده اند که تا انتها درهم آمیخته اند. بخشی از این داستان به دنبال کاروان عشایر قبیله بربر است که به سمت شمال در صحرای صحرا حرکت می کند، به رهبری توارگ،Men in blue @، آخرین مهاجران فرار از سربازان مسیحیان. این یک نسخه ثابت از Ma el Ainins شورشی 1909 - 1910 در برابر کلنی فرانسه است، نقل قول / مشاهده شده از طریق چشم نوری، پسران آینده است. قسمت عمده داستان داستان Lalla، یک دختر یتیم در حال رشد در پروژه، در سرتاسر رودخانه از یک شهر نامعلوم مراکش. و کوتاه شدن او در مارسی مدرن. زمان داستان ذکر نشده است، می تواند حدس زده شود به عنوان 1970s. امواج تپه ها، تپه های ناهموار، خورشید درخشان، نور سفید، افق های بلند و ارتباط صمیمی و روحی افراد روح با زمین، در این بخش توضیح داده شده است. این بخش شامل برخی از آثار زیبایی ساخته شده است که من هرگز به عنوان خوانده شده قبل از آن، مانند سرگردان Lella در یک فلات بالا منطقه غیرارتفاع - در شب باد از ثروت بیمار در پروژه جریان، سرگردان خود را در کثافت و بخش ساحلی مارسی و غیره مطمئنا، Lellas به پیشرفت ثروت در مارسی شبیه است غیر واقعی است، حدس می زنم آن را به نوعی عمیق به شخصیت. پروس شعر، توصیف زیبا است. ترجمه انگلیسی بی نهایت است، از منظر خوانندگان که زبان انگلیسی تنها یک زبان دوم است. ارزش خواندن!

مشاهده لینک اصلی
دسته بندی های مرتبط با - کتاب بیابان


#ادبیات فرانسه - #جایزه نوبل ادبیات - #ادبیات داستانی - #ادبیات معاصر - #داستان درام - #دهه 1980 میلادی - #جدید ترین کتاب ها -
#انتشارات دیبایه - #ژان ماری گوستاو لوکلزیو - #آزیتا همپارتیان
کتاب های مرتبط با - کتاب بیابان


 کتاب جاده
 کتاب ظرافت جوجه تیغی
 کتاب افق
 کتاب اسب سرخ
 کتاب ابداع مورل
 کتاب چشم انداز شنبه ها