کتاب آلیو کیتریج

اثر الیزابت استروت از انتشارات گیسا - مترجم: احسان شفیعی زرگر - سما قرایی-برندگان جوایز ادبی

زیتون کیتبرج: غیر قابل تحمل، دلسوز و غالبا غیر قابل پیش بینی است. یک معلم مدرسه بازنشسته در یک شهر ساحلی کوچک در مین، زمانی که او بزرگتر می شود، تلاش می کند تا تغییرات در زندگی اش را درک کند. او یک زن است که در قلب کسانی که در اطراف او هستند، پیروزی و تراژدی آنها را می بیند. ما با شوهر سرسخت خود ملاقات می کنیم که در ازدواجش شکسته و قوی است و یک مرد جوان که برای مادرش از بین می رود - و اولی تنها از حضور او لذت می برد، در حالی که پسر او احساس حساسیت های پیچیده خود را از بین می برد. کشف نفوذ و پر جنب و جوش روح انسانی، داستان زیتون کیت ترجیج باعث می شود که شما را به خنده بکشید، به زحمت از بین ببرید، از بین بردن درد، ریزش یا دویدن.


خرید کتاب آلیو کیتریج
جستجوی کتاب آلیو کیتریج در گودریدز

معرفی کتاب آلیو کیتریج از نگاه کاربران
در کنسرت زمستانی، یکی از سیزدهمین داستان کوتاه که داستان جدید «زیتون کاتر جی» را تشکیل می دهد، جین هولتون از طریق پنجره ماشین خود در خانه های بسیاری عبور می کند که با چراغ تعطیلات به نمایش در می آید و به شوهرش می گوید @ همه این زندگی ها. تمام داستانهایی که ما هرگز نمی دانیم. @ و در بیشتر رمان ها، این مورد است، زیرا ما، خواننده، معمولا فقط به افکار و رفتار شخصیت های اصلی احترام می گذاریم، در حالیکه کسانی که در نقش های حمایت کننده هستند فقط آن را پشتیبانی می کنند. ما هرگز آنها را نمی شناسیم و یا حتی زندگی خود را در خارج از قهرمانان در نظر نمی گیریم. با این حال، در اینجا ما عملا در مقابل - ساکنان یک شهر ساحلی کوچک و عکس ها به زندگی روزمره خود را که عمده ترین داستان را تشکیل می دهند، با Olive Kitteridge (یک معلم مدرسه بازنشسته) موضوع مشترک است. گاهی اوقات داشتن حضور عمده و چند بار نه، اما همیشه همپوشانی به برخی از درجه. داستان های ساده و نمونه ای عالی از این که چگونه ما به عنوان افراد واقعا کل را تشکیل می دهند.

مشاهده لینک اصلی
این کتاب برنده پولیتزر 2008 به سادگی درخشان است. این کتاب شامل 13 داستان کوتاه از افرادی است که در کراسبی، مین زندگی می کنند که در آن شخصیت اصلی، Olive Kitteridge نیز زندگی می کند. داستانها در مورد افراد ساده هستند، اما راه الیزابت استروت به آنها گفته است فقط جذاب هستند، به طوری که اگر آنها آنجا بودند، این افراد را تماشا می کردند. راه Strout scenes را توضیح داد بسیار موثر بود به طوری که اگر Crosby فقط یک ساعت از اینجا در مانیل بود، من فقط به اتوبوس بعدی hop می کردم تا آنجا باشم که بتوانم این مکان ها را برای خودم ببینم. زندگی فردی از کسانی که به طور مستقیم (هنری، شوهر یا کریستوفر، پسر) یا غیرمستقیم (مانند انجی در The Piano Player) با زیتون تعامل داشت، کاملا عادی (درست مثل شما و من) اما توسط Strout به روش بسیار انسانی ارائه شده . بیش از حد انسانی که می توانید زمانی که خودتان را در آنها می بینید ترسانید - آنچه را که انجام می دهید، می گویند یا فکر می کنید. این برای من باعث می شود این کتاب به طرز وحشیانه ای باشد که من آن را فقط در آخر هفته (شنبه و یکشنبه - چه روزی برای صرف روز پدر) بخوانم. هیچ رویداد فوق العاده، جهانی و یا غم انگیز رخ نداده بود که در داستان هایی مانند قتل عام 11/11 یا کلمباین اتفاق افتاد (اگر چه برخی از آنها در برخی از گفتگوها به برخی از آنها اشاره شده بود) که به عنوان پیش زمینه خوبی برای جادوگری دراماتیک بود، اما سادگی، داستان سرایی در رویکرد اپیزودیک فوق العاده قابل توجه بود. به دلیل سادگی آن، ارتباط بسیار نزدیکی با یک یا چند شخصیت بسیار آسان است. من از مادرانی که به خاطر عشق عظیم آنها به فرزندانشان کور هستند می دانم. الیوت کیتبرج پسرش را بسیار دوست داشت و نمی دانست که پسرش این عشق را بیش از حد محدود می کند، بنابراین تصمیم می گیرد دور از او زندگی کند. این کتاب باعث می شود ما متوجه شویم که دوست داشتن کافی نیست، اگر ما تلاش نکنیم آن را با در نظر گرفتن احساسات شخصی که ما دوست داریم (پسرش کریستوفر) و افرادی که این شخص (خانواده اش) را دوست دارد، نشان نمی دهد. زیرمجموعه دیگری که من واقعا دوستش داشتم این بود که هنری (شوهر اختصاص داده شده به اویلو) که عشق دیگری داشت - \"دیزی\" تا آنجا که قبلا سرگرم فکر کردن به خروج زیتون بود و یا از بین بردن او در هر زمان به زودی. هنری \"انسان\" (اما در داستان به عنوان \"عروسک\" اشاره کرد) با افتادن در عشق دوباره، اما تصمیم به با خانواده اش باقی ماند تا زمانی که مرگ او. این باعث می شود ما متوجه شدیم که حتی اگر ما هم ازدواج کرده باشیم، تا زمانی که از مرز عبور نکنیم، هیچ مشکلی با عشق ورزیدن وجود ندارد. هنری همیشه یکی از شخصیت های داستان (همراه با زیتون و انجی) خواهد بود که من در این رمان به یاد خواهد آورد. با این حال، بخش مورد علاقه من The Piano Player و شخصیت آنجی است. راه Strout این داستان را نوشت بسیار جذاب بود که در برخی مواقع در حالی که خواندن، من کریسمس را در کنار شخصیت در حالی که او در حال پخش این آهنگ ها در پیانو است. مثل اینکه من آواز خواندم، در حالیکه او پیانو را بازی می کند و با عشق گذشته خود صحبت می کند و به او آسیب می زند. انجی از سن نوجوانی یک بازیکن پیانو بود و او در همان نوار ادامه یافت، زیرا مادرش نمی خواست او برود. او تنها بود، زیرا او یک مرد متاهل را خیلی دوست داشت و نمی توانست او را ترک کند. در حال حاضر او در 50 سالگی بود، و او هنوز در پیانو در همین نوار بود. این خیلی ساده است و خیلی غم انگیز است و همه ما می خواهیم دوباره زندگی ما را بررسی کنیم. این یک بررسی بسیار طولانی است، اما من فقط نمی توانم به آن کمک کنم. رمان فقط بسیار درخشان است و فقط کلمات کافی برای توصیف اینکه چگونه احساس کردم هنگام خواندن این کتاب فقط وجود دارد. با تشکر خانم استروت برای آوردن الیور کیت ترج در این جهان جذاب ادبیات! شما به طور قانونی سزاوار جایزه پولیتزر خود هستید!

مشاهده لینک اصلی
دلیلی وجود دارد که این کتاب اپیزودیک شامل داستانهای کوتاه فردی است که بسیاری از آنها طی یک دوره 15 ساله منتشر شده است. از آنجا که هیچ نویسنده نباید سال یا دو سال بدون وقفه صرف تمرکز بر روی یک قرص مانند Olive Kitteridge شود! من متوجه شدم که متاسفم برای نویسنده فقید آن، الیزابت استروت. او قطعا ناهنجاری های زندگی را می بیند - ناامیدی ها، خیانت ها، سوء استفاده - اما او تا به حال کمی از upsides در آن وجود دارد. شادی، لذت، کجا هستند؟ یا یکپارچگی و پشتکار برای یک هدف واقعی، چه به دست آورد یا نه؟ من احساس می کنم که نویسنده یا شخصیت سازنده اش، این چیزها را به عنوان سی دی های دیجیتال برای فاجعه بیشتر زیر سطح نگاه می کند. کتاب را سمی یافتم. حتی وقتی که من عاشق هنر، به ویژه شیوه های ظریف استروت می تواند منجر به درگیری مرکزی یک داستان خاص، من متوجه شدم کتاب تکراری گرمی مسمومیت من و حتی دیدگاه من از زندگی، به طور موقت. اما این نیز زمانی بود که من متوجه شدم که چطور یک روحیه در آن نمایش داده می شود. با آخرین داستانها، بیش از یک بار احساس کرد که نویسنده شخصیت خود را نسبت به بیشترین خطرناکترین حد اظهارات، افکار و اعمال خود را تحت فشار قرار داده است. این کتاب برنده جایزه پولیتزر برای سال 2009 بود. من در ابتداno comment @ پس از این واقعیت نوشتم، اما برای یک نظر خواسته است. و این خواهد بود، تکنیک خوب تنها به اندازه کافی برای ایجاد یک بسته غم انگیز مانند این جایزه مهمترین جایزه آمریکایی برای داستان؟ یا، شاید، در مورد چنین چالشی در زندگی وجود دارد که یک هیئت داوران می خواهد آن را به عهده بگیرد؟ چیزی در حالت فعلی ملی؟ اگر چنین است، مریم بهتر از آن ضربه بزنید.

مشاهده لینک اصلی
من نوشتن (جملات زیبا و غیره) را تحسین کردم، و من فکر می کنم که اویل کیت ترج شخصیت جالب است. اما من کاملا احساس نکردم که او را در پایان از او می دانستم، یا اینکه شخصیت قلبش به اندازه کافی رضایت بخش بود. من او را دوست نداشتم، اما مشکل اینجاست. چند کتاب واقعا عاشق مرکز در اطراف شخصیت های هرگز نمی خواهم به آویزان کردن با! همچنین، من متوجه شدم که تمام کاراکترها از Id به عنوان یک کتاب باریک فکر می کنند. شاید فقط برای این یکی در ذهنم نباشد. من احساس می کنم آن را خیلی بهتر می توانم آن را در چند سال پس از آن چند بار خوانده ام، و چند کتاب کمتر از یک رتبه 4 ستاره است که من حتی در نظر دوباره خواندن. (ویرایش برای اضافه کردن زیر پس از خواندن دیوید گیلتینز را مرور کنید) دیوید نوشت: اما برای لحظه ای فکر نکنید که یک مجموعه داستان های کوتاه مربوط به آن می تواند یک رمان در نظر گرفته شود. من فکر می کنم این مشکل برای من بود. این موضوع به اندازه کافی به عنوان یک رمان باقیمانده بود و قبل از اینکه متوجه شدم لازم است از تلاش برای فکر کردن به آن به عنوان یک، تقریبا با آن انجام شود. اگر Id به آن یک مجموعه داستان کوتاه منتهی شد، من آن را بهتر خواهم خواند. من آن را در ذهن نگه دارم وقتی که دوباره خواندن.

مشاهده لینک اصلی
وحشتناک و احتمالا حتی یک ستاره ارزش ندارد. در حالی که Strout واقعی آن را با عمق، دقت و شدت می نویسد، خواندن و نوشتن نیست. جراحی اکتشافی آن بیشتر شبیه به قسمت فاسد روح ما است و برای بررسی آن را حفاری می کند. همه ما می دانیم که انسان قطعات داخلی زشت دارد، اما چرا در این گونه جزئیات با هیچ راه حل احتمالی ارائه نمی شود؟ در عوض، در هر کدام از ما به دنبال آن هستیم و به GOOD می رویم. خیلی بیشتر از هر چیز دیگریvirtous، دوست داشتنی، یا گزارش خوب یا ستایش @ هستید. زیتون یکی از آن دسته از افرادی است که در زندگی واقعی هیچ کس دوست ندارد و از امکان احتمالی اجتناب می کند، پس چرا من می خواهم در مورد او بخوانم؟ به نظر من، Strouts هدر دادن استعداد در این نقطه است.

مشاهده لینک اصلی
کتاب های مرتبط با - کتاب آلیو کیتریج


 کتاب کلارا کالان
 کتاب آدمکش کور
 کتاب دریا
 کتاب گرما و غبار
 کتاب بازمانده ی روز
 کتاب کلارا کالان